اولوبدور بولبول شوریده نواب

غم هجرینده بیمارم من، ای دوست!
ذلیل و عاجز و زارم من، ای دوست!
گئجه-گوندوز چکیب رنجیله زحمت،
گؤزومده اویقو یوخ، بیدارم، ای دوست!
جهانین اهلینه چوخ-چوخ عزیزم،
حضوروندا نئچون بس خارم، ای دوست!
سنین عشقینده، ای شوخ دیل آرام،
فغان و آهیله خونبارم، ای دوست!
قالیب منصور تک دار ستمده،
حیاتیمدان بئله بیزارم، ای دوست!
اولوبدور بولبول شوریده نواب،
گرفتار غم دیدارم، ای دوست!

این نوشته در میر محسن نواب ٠١- غزللر ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *